به طور خلاصه، ادعایی که در این ارائه پی می‌گیرم این است که در فارسی محاوره‌ای هرچند در سطح آوایی (فونتیک) تفاوت میان مصوت‌های بلند و کوتاه از میان رفته، اما در سطح واجی (فونولوژیک) این تفاوت همچنان پابرجاست و گویشوران زبان بدون آموزش صریح به این تفکیک دسترسی دارند.

منبع: جمشید سرمستانی، گزیدهٔ شیوه نامهٔ جامع ویرایش و نگارش، تهران، نشر سرمستان، ۱۳۹۲.

منظور از روان­‌نویسی «زدودن پیچیدگی از نوشته و روان کردن آن» است.

یکی از ویژگی‌های بایسته‌ی هر نوشته، پیچیده نبودن آن است؛ به­گونه‌ای که هم به‌آسانی و روانی خوانده شود و هم درک معنی آن آسان باشد. ...

 

 

سابق/ اسبق

شاید بارها به ترکیب های «مدیر کل اسبق»، «فرمانده اسبق»، «رییس اسبق» و مانند این ها بر خورده اید...

 

برخی فکر می کنند «کج دار و مریز» بدین گونه است: «کج دار و مریض»! و آن را با بیماری مرتبط می دانند؛ حال آنکه ... 

مدتی ست در فضای مجازی مطلبی دست به دست می شود با

این عنوان که «گرگ باران دیده» نادرست است بلکه باید گفت

«گرگ بالان دیده» که از بالان ...

منبع: جمشید سرمستانی، گزیدهٔ شیوه نامهٔ جامع ویرایش و نگارش، تهران، نشر سرمستان، ۱۳۹۲

همان‌گونه که پیش از این آمد‍، هر نوشته‌ای بسته به محتوا و مخاطب، دارای زبانی مشخص است. نوشته‌ها را از نظر گونه‌های زبان می‌توان به «نوشته‌های علمی، ادبی، اداری، گفتاری (محاوره‌ای)، کودکانه، مطبوعاتی و...» تقسیم نمود. (ن. ک ۶: ص ۲۴) برخی نویسندگان نیز دارای سبک ویژهٔ خود هستند.

 زبان و سبک نوشته باید از آغاز تا پایان آن یک‌دست باشد؛ یعنی برای مثال نمی‌توان صفحه‎هایی از یک کتاب را به‌زبان کودکانه و صفحه‎هایی دیگر را به‌زبان ادبی نوشت، بلکه باید با توجه به‌زبان انتخاب شده‌ برای کتاب، از آغاز تا پایان نوشته را با‌‌ همان زبان، هم‌خوان کرد. در مورد سبک نوشتار نیز باید چنین کرد؛ یعنی اگر نویسنده دارای سبکی مشخص است، باید آن سبک را در همهٔ کتاب رعایت کرد. تغییرات ویرایشی نیز نباید موجب تغییر دادن سبک نویسنده در برخی صفحه‌ها و در نتیجه ناهم‎خوانی سبکی در کل کتاب شود. البته یکسان بودن سبک موجب یک‌نواخت و خسته کننده بودن متن نمی‌شود؛ زیرا آن‎چه متن را متنوع و جذاب می‌کند، تنوع در مطلب و محتواست، نه تنوع در سبک. در این می‌ان، اگر نویسنده‌ای از آثار دیگران در قالب نقل قول مستقیم استفاده کرده باشد نمی‌تواند سبک‌های متفاوت آنان را یکسان کند (اصل احترام به سبک)؛ مگر هنگامی‌که آن آثار را در قالب نقل به‌مضمون به‎کار برد.

منبع: جمشید سرمستانی، گزیدهٔ شیوه نامهٔ جامع ویرایش و نگارش، تهران، نشر سرمستان، ۱۳۹۲....

منبع: جمشید سرمستانی، گزیدهٔ شیوه نامهٔ جامع ویرایش و نگارش، تهران، نشر سرمستان، ۱۳۹۲.

گاهی در نوشته‌ها به واژه‌هایی می‌رسیم که نویسنده، آن‌ها را برای بیان مطلبی درپی هم آورده است. این واژه‌ها را «واژه‌های برشمرده» می‌نامیم.  (۱) واژه‌های برشمرده معمولاً یا عبارت هستند یا جمله‌؛ ولی در هر صورت، ساختار آن‌ها در یک‌جا، نباید به‌صورت ترکیبی (یعنی عبارتی‌- جمله‌ای) باشد، بلکه این واژه‌های پشت‌سرهم یا باید همگی عبارت باشند، یا جمله. البته در جایی که چنین امکانی وجود نداشته باشد چاره‌ای جز به‌کار بردن ساختار ترکیبی وجود ندارد...