ارسال شده از persiandee.com

فرض کنید دوست کُردی دارید، و یک بار می‌شنوید که وقت کُردی حرف زدن با کس دیگری، می‌گوید «آگات کردم» (یا با املای کردی سورانی: «ئاگات کردم»). اگر فارسی‌زبان باهوشی باشید ممکن است بفهمید که فعل مورد نظر چیزی شبیه همان «آگاه کردن» فارسی است. تا این‌جای کار حدس خوبی زده‌اید. اما در قدم بعد، حتما تصور می‌کنید که ترجمه این جمله به فارسی می‌شود «تو را آگاه کردم» یا همان «آگاهت کردم». اما سخت اشتباه می‌کنید! ترجمه فارسی این جمله این است: «تو مرا آگاه کردی»!

دکتر محمدرضا باطنی مقاله معروفی درباره فعل مرکب دارد، که با عنوان «فارسی، زبانی عقیم» منتشر شده است. خلاصه حرف او در آن مقاله خواندنی این است که فارسی سال‌هاست که به سمت استفاده از فعل مرکب به جای فعل ساده (مثلا «فریب دادن» به جای «فریفتن») حرکت کرده است. در نهایت باطنی تجویز می‌کند که سیاست‌های برنامه‌ریزی زبانی باید بکوشند دوباره فارسی را به سمت فعل ساده برگردانند، چرا که ریشه‌های افعال ساده بزرگ‌ترین سرمایه برای تولید واژگان تازه‌اند. او برای نشان دادن این معنا به فعل نُمودن اشاره می‌کند و مشتقاتش مانند نمایش، نما، نمایه، نمودار، نمونه، و نمود.

هر کسی که اندکی با مسائل مربوط به زبان‌ها در ایران آشنا باشد می‌داند که در میان زبان‌های غیر فارسی زبان‌هایی مثل کُردی و ترکی عموما جایگاه اجتماعی بسیار بالاتری در مقایسه با مازندرانی، گیلکی، لری و امثال آنها دارند، به این معنا که گویشوران این زبان‌ها عموما با اعتماد به نفس بیشتری از زبان خود استفاده می‌کنند، بیشتر ممکن است به سراغ خواندن و نوشتن به این زبان‌ها بروند، و از این زبان‌ها در حوزه‌های گسترده‌تری (از جمله سیاست، علم، و ادبیات فاخر) استفاده می‌کنند.

این موقعیت اجتماعی برتر چیزی درباره برتری ذاتی و ساختاری این زبان‌ها نشان نمی‌دهد، بلکه نتیجه عوامل سیاسی و فرهنگی و موقعیت اجتماعی گویشوران این زبان‌ها (و نه خود این‌زبان‌ها) است. البته ناگفته پیداست که این زبان‌ها هم خود زیر سایه سنگین فارسی در ایران در تنگنا هستند، اما همچنان موقعیتشان قابل مقایسه با مازندرانی و گیلکی و لری و تالشی و وفسی و مانند این‌ها نیست، و بیم انقراضشان در عرض چند نسل نمی‌رود.

گاهی در توجیه این تفاوت موقعیت بین زبان‌های محلی، به عواملی مثل حمایت حکومتی، احساسات گویشوران، وجود رسم‌الخط، و وجود ادبیات غنی و رسانه در این زبان‌ها اشاره می‌شود. این عوامل اگرچه کاملا موثرند، اما به عقیده من خود عوامل ثانویه‌ای هستند که تحت تاثیر عوامل ریشه‌ای‌تری هستند. در زیر به عمده‌ترین عواملی که به نظر می‌رسد به این موقعیت نسبتا موفق برای زبان‌هایی مثل ترکی و کردی کمک کرده‌اند اشاره می‌کنم.

به طور خلاصه، ادعایی که در این ارائه پی می‌گیرم این است که در فارسی محاوره‌ای هرچند در سطح آوایی (فونتیک) تفاوت میان مصوت‌های بلند و کوتاه از میان رفته، اما در سطح واجی (فونولوژیک) این تفاوت همچنان پابرجاست و گویشوران زبان بدون آموزش صریح به این تفکیک دسترسی دارند.

مقدمه‌ای درباره گذشته زبان انگلیسی حدود هزار سال پیش در سال ۱۰۶۶ میلادی، سپاه فرانسوی‌زبان ویلیام فاتح در نبرد تاریخی هیستینگز (Hastings) بر سپاه آنگلوساکسون‌های جزیره بریتانیا پیروز شد و سرنوشت بریتانیا یا دست‌کم زبان انگلیسی را برای همیشه دگرگون کرد. فتح انگلستان توسط ویلیام فاتح آغاز موجی از مهاجرت‌ها از فرانسه به انگلیس و جایگزینی انگلیسی با [...]

خون گشته مرا ز هجر یاران، دیده زین غم، شده چون سیل بهاران، دیده گر دست به من زنند، می‌ریزد اشک مانند درخت‌های باران دیده! (قبلان بیگ – قرن یازدهم – به نقل از کانال تلگرام بی‌نظیر «چهار خطی») به چشم من مدرن بودن از تصویرسازی و شیوه بیان این شعر می‌بارد. مثل خیلی از [...]

هم شهود عامیانه و هم پژوهش‌های زبان‌شناختی به ما می‌گویند که واژه‌هایی که برای گروهی پرکاربرد باشند و شکل طولانی‌ای داشته باشند، به تدریج در گفتار کوتاه می‌شوند یا با یک گزینه کوتاه‌تر جایگزین می‌شوند. به این ترتیب است که در فارسی شابدلظیم جایگزین شاه‌عبدالعظیم می‌شود و آقا-خداوند تبدیل به «آخوند» می‌شود (ریشه داشتن واژه آخوند در خداوند [...]
همه می‌دانند که حتی در همین تهران، ما حد اقل دو زبان فارسی داریم. یا دو گونه از زبان فارسی داریم. آن که می‌گوید «می‌خوام برم خونه» و آن که می‌گوید «می‌خواهم به خانه بروم.» اولی زبان واقعی مردم است، از نویسنده و وکیل گرفته تا فوتبالیست و آرایشگر. دومی زبان مکتوب است. زبانی که تقریبا تمام [...]

یاد گرفتن زبان دوم باعث می‌شود با ساختارها و کلمه‌هایی آشنا شویم که نه تنها در زبان اولمان معادلی ندارند، بلکه قبلا حتی به امکان وجودشان به این شکل هم فکر نکرده‌ایم. به وضوح به یاد دارم که در اوایل آشنایی‌ام با زبان انگلیسی از کسی پرسیدم «رساندن» به انگلیسی چه می‌شود (منظورم مثلا رساندن [...]

خط فارسی با بحران تازه‌ای روبه‌رو شده. در عرض پنج سال، شمار بزرگی از فارسی‌زبانان با کسره‌هایشان درگیر شده‌اند و ناگهان هیچ کس نمی‌داند «دوست من» درست است یا «دوسته من». گاهی «مثل این» می‌نویسند و گاهی «مثله این». چشمگیری این پدیده در این است که گریبان کسانی را گرفته که سال‌ها درست می‌نوشته‌اند. ده [...]