معانی و کاربردهای مختلف «را» در کتب و مقالات دستوری، محلّ بحث‌ها و مناقشات گوناگونی بوده است. گروهی از دستورنویسان آن را حرف نشانه و نقش‌نما شمرده‌اند و برخی آن را حرف اضافه دانسته‌اند. در کتب سنّتی دستور نیز معانی چندی برای «را» ذکر کرده‌اند؛ از جمله اختصاص، استعانت، تعلیل، توضیح، موافقت، مطابقت. در این مقاله، هفت نوع کاربرد مختلف «را» بازشناخته شده است: «را» به عنوان نشانۀ مفعول صریح و غیرصریح؛ «را» به عنوان نشانۀ حرف اضافه؛ «را» به عنوان نشانۀ کسرۀ اضافه؛ «را»ی فکّ و فصل اضافه؛ «را»ی زاید و تأکید؛ «را» با نهاد؛ «را» با افعال مجهول. در مقاله دربارۀ هر یک از این کاربردها، آرا و دیدگاه‌های دستورنویسان مختلف مرور شده و با ارجاع به برخی متون زبان و ادب فارسی، شواهد جدید و نکات تازه‌ای امکان عرضه یافته است.

سال‌هاست که آموزش عربی در مدارس ایران، بدون هیچ تردیدی بدترین بخش از نظام آموزشی دبیرستانی کشور بوده. عربی همواره درسی دشوار، زمان‌بر، و انرژی‌بر بود که میزان فایده‌اش برای دانش‌آموزان به نسبت زحمتش بسیار بسیار اندک بود. در صورت موفقیت، آموزش عربی در ایران می‌تواند بسیار مفید و مهم باشد...

هر کسی که اندکی با مسائل مربوط به زبان‌ها در ایران آشنا باشد می‌داند که در میان زبان‌های غیر فارسی زبان‌هایی مثل کُردی و ترکی عموما جایگاه اجتماعی بسیار بالاتری در مقایسه با مازندرانی، گیلکی، لری و امثال آنها دارند، به این معنا که گویشوران این زبان‌ها عموما با اعتماد به نفس بیشتری از زبان خود استفاده می‌کنند، بیشتر ممکن است به سراغ خواندن و نوشتن به این زبان‌ها بروند، و از این زبان‌ها در حوزه‌های گسترده‌تری (از جمله سیاست، علم، و ادبیات فاخر) استفاده می‌کنند.

این موقعیت اجتماعی برتر چیزی درباره برتری ذاتی و ساختاری این زبان‌ها نشان نمی‌دهد، بلکه نتیجه عوامل سیاسی و فرهنگی و موقعیت اجتماعی گویشوران این زبان‌ها (و نه خود این‌زبان‌ها) است. البته ناگفته پیداست که این زبان‌ها هم خود زیر سایه سنگین فارسی در ایران در تنگنا هستند، اما همچنان موقعیتشان قابل مقایسه با مازندرانی و گیلکی و لری و تالشی و وفسی و مانند این‌ها نیست، و بیم انقراضشان در عرض چند نسل نمی‌رود.

گاهی در توجیه این تفاوت موقعیت بین زبان‌های محلی، به عواملی مثل حمایت حکومتی، احساسات گویشوران، وجود رسم‌الخط، و وجود ادبیات غنی و رسانه در این زبان‌ها اشاره می‌شود. این عوامل اگرچه کاملا موثرند، اما به عقیده من خود عوامل ثانویه‌ای هستند که تحت تاثیر عوامل ریشه‌ای‌تری هستند. در زیر به عمده‌ترین عواملی که به نظر می‌رسد به این موقعیت نسبتا موفق برای زبان‌هایی مثل ترکی و کردی کمک کرده‌اند اشاره می‌کنم.

دکتر محمدرضا باطنی مقاله معروفی درباره فعل مرکب دارد، که با عنوان «فارسی، زبانی عقیم» منتشر شده است. خلاصه حرف او در آن مقاله خواندنی این است که فارسی سال‌هاست که به سمت استفاده از فعل مرکب به جای فعل ساده (مثلا «فریب دادن» به جای «فریفتن») حرکت کرده است. در نهایت باطنی تجویز می‌کند که سیاست‌های برنامه‌ریزی زبانی باید بکوشند دوباره فارسی را به سمت فعل ساده برگردانند، چرا که ریشه‌های افعال ساده بزرگ‌ترین سرمایه برای تولید واژگان تازه‌اند. او برای نشان دادن این معنا به فعل نُمودن اشاره می‌کند و مشتقاتش مانند نمایش، نما، نمایه، نمودار، نمونه، و نمود.

منبع: جمشید سرمستانی، گزیدهٔ شیوه نامهٔ جامع ویرایش و نگارش، تهران، نشر سرمستان، ۱۳۹۲.

منظور از روان­‌نویسی «زدودن پیچیدگی از نوشته و روان کردن آن» است.

یکی از ویژگی‌های بایسته‌ی هر نوشته، پیچیده نبودن آن است؛ به­گونه‌ای که هم به‌آسانی و روانی خوانده شود و هم درک معنی آن آسان باشد. ...

 

ساده فکر کنیم و ساده بنویسیم. این رمز درست نوشتن است. دست‌کم تا جایی که به کار خبرنگارها مربوط می‌شود. می‌خواهیم به زبان ساده و قابل فهم به مردم بگوییم دنیا چه خبر است. پس بهتر است به همان سادگی که با دوست‌مان گپ می‌زنیم، بنویسیم و حرف‌مان را منتقل کنیم. با کلمه‌های کوتاه جمله بسازید. دو جمله کوتاه بهتر از یک جمله بلند است. از نوشتن کلمه‌های سخت و قلنبه پرهیز کنید. پیچیده‌نویسی به کار خبرنویسی نمی‌آید. دیگر این که در استفاده از کلمه‌ها خسیس باشید. به جای "فرد مهاجم هم در میان کشته شدگان است." می‌شود نوشت، "مهاجم هم کشته شده." در این بخش، جمله‌هایی انتخاب کرده‌ایم از میان خبرها و سعی کرده‌ایم در قالب "بنویسیم، ننویسیم" آنها را ساده کنیم. این جمله‌ها را مرور کنید. اما پیام این بخش یک جمله دو کلمه‌ای است: ساده بنویسید.
قید یکی از قدیمی‌ترین اجزای کلام در تقسیم‌بندی کلمه‌ها است. بسیاری از دستورنویسان آن را کلمه‌ای تعریف کرده‌اند که «مفهوم فعل یا صفت یا کلمه‌ای دیگر را به چیزی مانند زمان، مکان، حالت و چه‌گونگی مقید می‌سازد.». در این مقاله کوشیده‌ایم تقسیم‌بندی جدیدی از مقوله‌ی قید، بر حسب این که آیا فعل یا جمله را مقید می‌سازد، به دست دهیم. برای این منظور، نخست به دیدگاه متیوز درباره‌ی تقسیم‌بندی عنصرهای درون جمله اشاره خواهیم کرد و با استفاده از الگوی وی برای تمایز قید فعل و قید جمله در فارسی برخی ملاک‌های معنایی و نحوی را معرفی خواهیم کرد.
۱- آیا معنای «در» با «درب» تفاوت دارد؟ ۲- بر چه پایه‌ای ‌یك واژه را درست‌ یا نادرست می‌دانیم؟ ۳- اصولن دلیل رواج هر دو واژه و ابهام در كاربرد آن‌ها چیست؟
در ایران، طرز قرار گرفتن معیار حروف و علائم زبان فارسی بر روی صفحه‌کلید رایانه نخستین بار در سال ۱۳۶۷ تهیه گردید و بر اساس پیشنهادهای رسیده و بررسی کمیسیون فنی رایانه مورد تجدیدنظر قرار گرفت و در سومین جلسهٔ کمیتهٔ ملی استاندارد رایانه ایران در سال ۷۳ تصویب شد و به‌عنوان استاندارد رسمی ایران منتشر گردید. اگر از سیستم‌عامل ویندوز استفاده می‌کنید؛ احتمالاً صفحه‌کلیدی که شما از آن استفاده می‌کنید، همان صفحه‌کلیدی است که شرکت «مایکروسافت» برای ویندوز طراحی کرده‌است و شما نیز از روی اجبار از آن استفاده می‌کنید، و به دلیل فراگیری سیستم‌عامل ویندوز، آن صفحه‌کلید فارسی نیز برای شما یک عادت شده‌است. چینش صفحه‌کلید فارسی در ویندوزهای قبل از ویندوز ۸، با چینش صفحه‌کلید استاندارد ملی ایران متفاوت است. این در حالی است که در توزیع‌های «گنو/لینوکس» این استاندارد صفحه‌کلید را به صورت پیش‌فرض پیاده‌سازی کرده‌اند.

بیشتر ببینید